السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

173

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مساوى باشد ، حركتى كه در آن زمان بيشتر طى مسافت كرده است سريع‌تر است ، و اگر مسافتشان يك اندازه باشد حركتى كه زمان كمترى داشته سريع‌تر است و بدين حساب سرعت ، طى مسافت زياد در زمان كم ، و كندى بر خلاف آن است . فلاسفه گفته‌اند : « كندى حركت به اين نيست كه سكون ميان اجزائش باشد و هر حركتى كه سكون بيشترى در آن متخلخل شد كندتر باشد و هر چه سكون كمترى داشته باشد تندتر و سريعتر باشد ، زيرا حركت به علت امتزاج قوه و فعل كه دائماً قوه‌اى به فعليت مىرسد و فعليتى قوه‌اى را به دوش مىكشد ، يك وحدت اتصالى دارد و امكان تخلخل سكون در ميان اجزاى آن نمىباشد » . همين طور گفته‌اند : « سرعت و كندى به طور تضاد ، تقابل دارند ؛ زيرا هر دو وجودى هستند ، پس تقابل تناقض يا عدم و ملكه ( كه حتماً يكىشان عدمى است ) ندارند ، متضايفان هم نيستند ، و گرنه بايد وقتى يكى از آن دو اثبات مىشود ديگرى هم اثبات بشود چنان‌كه پدرى و فرزندى كه متضايفان هستند اين طور هستند ، و بنابراين متضادان هستند ، چون تقابل ديگرى ندارد » . ولى اين مطلب صحيح نيست ، زيرا شرط متضادان اين است كه ميانشان كمال اختلاف باشد ، با اين‌كه ميان دو حركت تند و كند اين طور نيست ، زيرا هر حركت سريعى را فرض كنيد سريع‌تر از آن هم مىتوان فرض نمود و هر حركت كندى را فرض كنيم كندتر از آن هم مىتوان تصويركرد . حقيقت اين است كه سرعت و كندى دو وصف اضافى هستند و نسبتشان تضايف است . كه سرعت يك حركت نسبت به حركت ديگر ، عيناً نسبت به حركت سومى ، كند حساب مىشود . سرعت به معناى سيال بودن و جريان ، در همهء حركات است ولى شدت و ضعف دارد و با اضافه بعضى به بعض ديگر سرعت و كندى اضافى پيدا مىشود . وقتى سرعت تحقق پيدا مىكند كندى هم محقق مىشود ليكن ، هر يك به اضافهء به حركتى خاص .